Monday, April 02, 2007

درس خوندن برا امتحانی که يه بار افتادمش

شايد بهتر بود تيتر رو ميکردم حرص خوردن، يا بی حوصلگی، يا تکرار..

خوندن چيز هايی که حدّاقل يک بار برا امتهان حاضرشون کردم:

يه چيزايی حوصله ام رو سر ميبرن چون فکر ميکنم بلدمشون و صد دفعه خوندمشون بعد ورق ميزنم ميرم جلو ولی يهو فکر ميکنم "نه! اگه بلد بودمشون که نميافتادم، بهتره باز يه مروری بکنمشون" ولی باز همون مضوعات، باز همون بحث... اه بابا!

بعد از مرور مجدّد، اگه بلد نباشمش که حرص ميخورم که چقدر خنگم که به يه همچين چيز مسخره صد دفعه دوره شده هنوز مصلّت نيستم. اگه بلدش باشم که اين حس ولم نميکنه که اين امتهان رو يه بار افتادم و هر جوری بخونم اين قضيه رو 100% نخوندم.

بعضی چيزا رو skip ميکنم به هوای اينکه بلدمشون.. ولی بدترين حس اينه که ميدونی يه بار افتادی و اين باعث ميشه که هيچوقت به رضايت در مورد خودت نميرسی..هيچوقت!!

بعد باز تکراريها رو تکرار ميکنی و باز تکرار ميکنی و خدا نکنه که اون وسط يهو ببينی يه چيزی رو هنوز خوب بلد نيستی... انگيزه که هيچی، اخلاقت هم صقوت ميکنه. اينکه در اين حالت يهو چند روز بيخيال قضيه بشی و ادای درس خوندن هم درنياری مرگته! چون وقتی باز شروع کنی بازی از اوّل شروع ميشه..

خدا رحم کنه! خدا به من يکی رحم کنه!.. يعنی نه اينکه رحم کنه.. بيشتر قدرتشو بهم بده که انقدر زود حوصله ام سر نره و اعصابم خورد نشه.. اين باری که رو دوشته.. اينی که "بايد" ايندفعه قبول شی گاهی ترمز ميشه.. گاهی ميخوای از اين فکر فرار کنی و خودتو مشغول هزار تا غلط ديگه کنی.. ولی مشکل اينجاست که هر غلطی کنی نه تنها به فرارت کمک ميکنه، بلکه بدتر به عذاب وجدانت رنگ ميزنه و غول آساش ميکنه. خدا قوّت بده!!

2 Comments:

Blogger Hamaad Djamshidi said...

کتی رسم قشنگی داشت که من خیلی دوست داشتم. هر زمان که چیزی نظیر امتحان یا مصاحبه کاری نگرانش می کرد، روز و ساعتش رو با من در میون می ذاشت. من هم قول می دادم که در اون روز و ساعت، برای چند دقیقه، توجه ام رو معطوف به او و کارش خواهم کرد.

شاید کار ساده و به ظاهر نامعقولی به نظر بیاد، ولی از قرار به هردومون آرامش و رضایت خاطر خوبی می داد. من احساس می کردم که بهم اجازه داده شده که در عالم دوستی مون، کاری برای آرامش و راحت خاطرش انجام بدم.

حالا هم خوشحال می شم اونچه رو که تو ممکنه بخوای، در حد امکانات و توانم، انجام بدم. برای شروع هم با یه همدلی و آرزوی موفقیت شروع می کنم.

هماد :)

Wednesday, 04 April, 2007  
Blogger M said...

midoonam chejoorie. man 11 bar emtehane ranandegi dadam, too in moddat 4 ta sarhang oomadano bazneshaste shodan. gahi pish miad. ishala in yeki ham aghebat be kheir beshe.

Wednesday, 04 April, 2007  

Post a Comment

<< Home